تبليغاتX
عشق فریاد بی صداست
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 13:47 توسط مریم |

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریائی خود نداری

من چون تویی دارم و تو چون خود را نداری

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 13:39 توسط مریم |

 

آن که در تنها ترین تنهائیم تنهای تنهایم کاش در

          تنها ترین تنهائیش تنها کسش تنهای تنهایش کذارد

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 15:10 توسط مریم |

 

 

 

 

ای نگاهت رونق فردای من در تو معنا می شود دنیای من

ای کلامت بهترین اثبات عشق با تو ماندن بهترین رویای من

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:41 توسط مریم |

 

یه درمونده واسش فرقی نداره که فردا سر

راهش زمونه چی می زاره

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 14:33 توسط مریم |

 

 

 

 

  

 

 

 

                                  سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//،

 

                                  نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:59 توسط مریم |

 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:53 توسط مریم |

 

ه

قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط

 

نگاهت به ايدي

 

 يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي

 

گذشته فقط بايد

 

چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد

 

اومدو خوند و

 

جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور

 

بكنه كه :

 

دوستش داري

 

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن

 

باز مي مانند تبسم

 

نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:46 توسط مریم |

این بار هم تو را می یابم

در هیاهوی یک التهاب ناب

که صداقت را معنا می کند

تو را آغاز می کنم

به روی برگهای سپید

تا برگهای دفتر زندگییم

آرام ،آرام از روح ترانه هایت لبریز شوند

باز می گردم به آغاز

به ابتدای نگاه تو

به اوج احساسهای بی نشان

دوست داشتن

رمزی برای رهایی از تکرار است

دوست د اشتن

رسیدن به اوج جاودانگی باورهای ماست

ولی افسوس...

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم

 آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم

 و بعد...

براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

پس هیچ وقت دریغ نکنیم

 برای دوست داشتن


+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 18:11 توسط مریم |