
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریائی خود نداری
من چون تویی دارم و تو چون خود را نداری
آن که در تنها ترین تنهائیم تنهای تنهایم کاش در
تنها ترین تنهائیش تنها کسش تنهای تنهایش کذارد

ای نگاهت رونق فردای من در تو معنا می شود دنیای من
ای کلامت بهترین اثبات عشق با تو ماندن بهترین رویای من
یه درمونده واسش فرقی نداره که فردا سر
راهش زمونه چی می زاره
سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//،
نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
ه 
قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط
نگاهت به ايدي
يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي
گذشته فقط بايد
چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد
اومدو خوند و
جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور
بكنه كه :
دوستش داري
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن
باز مي مانند تبسم
نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!
این بار هم تو را می یابم
در هیاهوی یک التهاب ناب
که صداقت را معنا می کند
تو را آغاز می کنم
به روی برگهای سپید
تا برگهای دفتر زندگییم
آرام ،آرام از روح ترانه هایت لبریز شوند
باز می گردم به آغاز
به ابتدای نگاه تو
به اوج احساسهای بی نشان
دوست داشتن
رمزی برای رهایی از تکرار است
دوست د اشتن
رسیدن به اوج جاودانگی باورهای ماست
ولی افسوس...
آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم
و بعد...
براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم
پس هیچ وقت دریغ نکنیم
برای دوست داشتن